الشيخ محمد آصف المحسني

34

رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)

گفته مىشوند . در وجدانيات ، « 1 » آنچه كه نفس آن ها را بدون آلات درك مىكند نيز داخل مىشود مانند علم ما به ذات ما ، علم ما به علم ما ، و صفات نفسانى ما مانند ترس ، شادى ، غم ، گرسنگى ، سيرى و امثال اين ها كه زياد است . 3 - متواترات : كه عقل به زيادتىگزارشات گزارشگران به وقوع آن حكم مىكند . 4 - فطريات : قضايايىكه عقل به آن ها به اعتبار اوسطى كه در موقع تصور اطراف و حدود آن از ذهن بعد از شناخت دو طرف قضيه ، غايب نمىشود . و به عبارت ديگر قضايايىكه قياسات آن ها با آن ها مىباشد گفته مىشود . 5 - تجربيات : كه به سبب مشاهدات متكرره حكم مىكند ولى چون غالباً مشاهدات محسوس همه افراد آن لايتناهى بوده و درك نمىشود ، عموم حكم محتاج به قياس خفى عقلى مىشود و صورت اين قياس عقلى چنين است : اگر تجربه ها اتفاقى و بدون ترتب سببى مىبود ، دايمى يا اكثرى نمىبود و تخلفى صورت مىگرفت ؛ ولى تجربه دايمى يا اكثرى مىباشد ، پس علتى بين موارد تجربه و نتيجه وجود دارد ؛ مثلًا ما افراد را مكرر مى زنيم كه بدن آن ها به درد مىآيد و هيچ تخلفى بين زدن و درد وجود ندارد ، مىدانيم ضرب علت درد است و غير قابل تخلف . ولى در همه مواردىكه تجربه نشده است ، اگر اين قياس به وجود نيايد تجربه ديگر تجربه نيست بلكه استقراى ناقص است كه منطقى ها آن را معتبر و قطعى نمىدانند . 6 - حدسيات : قضايايى است‌كه عقل به واسطه حدس نفس به مشاهده

--> ( 1 ) - وجدان به كسر واو بر قوه مدركه و به ضم واو بر ادراك آن قوه اطلاق مىشود ، و بقولى گاهى يكى بر ديگرى هم استعمال مىشود .